فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

225

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

ذكر واقعات سنهء اثنين و تسعين و ثمانمائه « 1 » [ 892 / 1487 ] غرّهء اين سال مبارك فال ، نزول موكب جلال [ به ] « 2 » دار السّلطنة و الاقبال تبريز بود . اهل عالم را نعمت راحت مسلّم و طبقات كاينات به عوارف و مكرّمات پادشاهى مكرّم بودند . زمانه كى چنين زمان ديده كه بخت بيدار و فتنه خسپيده باشد ؟ و دوران كجا چنين كامران بوده كه خلق روزگار در ظلّ رفاهيّت و اقبال چند سال آسوده باشند ؟ در روى جهان از حوادث اثرى و در پشت زمين از نوايب خبرى نبود . رفاهيّت و فراغ در ظلمت جهان بر افروخته و زحمت و ملال در شعلهء اقبال پادشاهى سوخته . در اواخر قشلاق « 3 » عزم همايون متوجّه به وفاى وعده گشت كه در صحبت رسول مصر فرموده بودند ، و مقرّر شد كه اميرزاده اخى فرج ولد سيّدى على كه اميرى « 4 » فاضل بود ، به رسالت مصر روانه گردد و عهد و داد « 5 » را تجديدى و قواعد اتّحاد را تشييدى نمايد . امر همايون نفاذ يافت كه بدين موجب اين كمينه به ملك مصر كتابت انشا نمايد و صورت كتابت اين خواهد بود . ( 118 - پ )

--> ( 1 ) . P : عنوان را بياض گذارده است . ( 2 ) . PF : ندارد ؛ از K افزوده شد ( 3 ) . K : قيشلاق . ( 4 ) . F : امير . ( 5 ) . P : و داد + او .